سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

468

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

باشد مانند : مررت بزيد الكريم . شاهد در حذف مبتداء يعنى ضمير « هو » است يعنى تقدير كلام مررت بزيد هو الكريم مىباشد . پس حذف ضمير « هو » واجب است زيرا خبرش كلمه « الكريم » است كه در اصل صفت براى زيد بوده و بجرّ قرائت مىشد ولى بعد از آنكه از نعت بودن قطع گرديد و خبر براى « هو » قرار داده شد مرفوع قرائت مىگردد . 2 - در مورديكه خبرش اسم مخصوص به نعم باشد مانند : نعم الرّجل زيد . شاهد در حذف مبتداء يعنى ضمير « هو » است يعنى تقدير كلام نعم الرّجل هو زيد مىباشد . پس حذف ضمير « هو » واجب است زيرا خبرش « زيد » است كه اسم مخصوص به نعم مىباشد . 3 - در وقتى كه از مبتداء بواسطه مصدرى خبر دهيم كه آن را بجاى فعل و تلفّظ به آن قرار داده باشيم مانند : صبر جميل كه تقديرش صبرى صبر جميل مىباشد . پس در اينمثال مبتداء كه « صبرى » باشد حذف شده و خبرش يعنى « صبر » كه بجاى تلفّظ بفعل قرار داده شده باقى مانده است . 4 - در جائى كه از مبتداء قسم صريح خبر واقع شود مانند : فى ذمّتى لافعلنّ . شاهد در « فى ذمّتى » است كه قسم صريح بوده و بواسطه‌اش از مبتداء يعنى « يمين » خبر داده‌ايم لذا مبتداء مزبور واجب الحذف مىباشد . مصنّف مورد اوّل را در آخر باب نعت و موضع دوّم را در باب نعم و دو فرض اخير را در كتاب كافيه‌اش ذكر كرده . قوله : اذا اخبر عنه : ضمير در « عنه » به مبتداء راجع است . قوله : كما ذكره فى آخر النّعت : ضمير فاعلى در « ذكره » به مصنّف و ضمير